السيد الخميني
526
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
و در كافى شريف نيز بدين مضمون روايت شده است « 1 » . و بايد دانست كه به حسب روايات شريفه ، ميزان در كمال ورعْ اجتناب از محارم اللَّه است ؛ و هر كس اجتناب از محرّمات الهيه كند از ورع دارترين مردم به شمار آيد . پس ، اين امر را شيطان در نظرت بزرگ نكند و تو را مأيوس ننمايد ؛ زيرا كه از عادت آن ملعون است كه انسان را از راه يأس به شقاوت ابدى مىاندازد . مثلًا در اين باب مىگويد : چطور ممكن است در شهرى كه داراى صد هزار جمعيت يا بيشتر است انسان از تمام آنها بيشتر ورع داشته باشد ! اين از مكايد آن لعين و وساوس نفس امّاره است . جواب آن اين است كه به حسب روايات هر كس از محرّمات الهيه اجتناب كند مشمول اين روايات است و از زمرهء ورعناكترين مردم به شمار مىآيد . و اجتناب محرّمات الهيه كار بسيار مشكلى نيست ؛ بلكه انسان با جزئى رياضت نفس و اقدامْ مىتواند ترك جميع محرّمات كند . البته انسان بخواهد اهل سعادت و نجات باشد و در تحت ولايت اهل بيت و مشمول كرامت حق تعالى باشد ، و تا اين اندازه هم صبر در معصيت نداشته باشد ، نمىشود ؛ لابد قدرى پافشارى و تحمل و ارتياض لازم است . تتميم در بيان مفاسد خيانت و حقيقت امانت در اين مقام نكتهاى است كه اشاره به آن لازم است . و آن اين است كه جناب رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - بعد از وصيت به ورع ، تفريع فرموده است به آن عدم جرئت بر خيانت را ؛ با آنكه ورع راجع به مطلق محرّمات است ، يا اعم از آن چنانچه شنيدى . پس يا بايد خيانت را به يك معنى اعمّى از متفاهم عرفى آن معنى كرد تا مطابق با ورع گردد ؛ و آن آن است كه بايد مطلق معاصى را يا مطلق ارتكاب موانع سير الى اللَّه را خيانت شمرد ، زيرا كه تكاليف الهيه امانات حق هستند ، چنانچه در آيه شريفهء : إِنَّا
--> ( 1 ) - الكافي ، ج 2 ، ص 78 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب الورع » ، حديث 10 .